خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
10
نهج البلاغة ( فارسي )
« نشسته بودم ، به خواب رفتم ، رسول اللَّه ( ص ) بر من گذر كرد . گفتم : يا رسول اللَّه از دست امت تو چه ناراستيها و كينه توزيها ديدهام . گفت : نفرينشان كن . گفتم : خداوند به جاى آنها بهتر از ايشان را به من دهد و به جاى من بدترين كسان را بر ايشان گمارد . » ( خ 69 ) و چنان شد كه او خواسته بود . « گفتم يا رسول اللَّه ، تو در روز احد كه جماعتى از مسلمانان به شهادت رسيده بودند و من شهيد نشده بودم و اين امر بر من دشوار مىآمد ، نگفتى بشارت باد كه شهادت در پى تو است گفت : چنين است كه مىگويى و در آن روز چگونه صبر خواهى كرد گفتم : يا رسول اللَّه آنجا جاى صبر نيست بلكه جاى شادمانى و سپاسگزارى است . ( خ 155 ) بدين ترتيب ، غمنامهء على ( ع ) به پايان آمد . نهج البلاغه نامى است كه مصنّف آن ابو الحسن محمد بن الحسين معروف به الشريف الرضىّ به اثر گرانبهاى خود داده است . از آنجا كه وى از احفاد امام موسى الكاظم ( ع ) بوده است « الموسوى » را نيز به القاب او افزودهاند . وى به سال 359 هجرى در بغداد زاده شد . هر چند ، بغداد در آن روزگار از لحاظ سياسى وضعى آشفته داشت و غالبا محل نزاع ديلميان شيعى مذهب و تركان سنى مذهب بود و دستگاه خلافت نيز متزلزل و دستخوش قدرت اين گروه يا آن گروه بود ، ولى باز هم ، از مراكز مهم علوم اسلامى به شمار مىآمد . علما و نويسندگان و شعرا و ادبا از اكناف عالم اسلامى به آنجا روى مىنهادند و بسا در آنجا رحل اقامت مىافكندند . در مجالس خلفا و ملوك و رؤساء ، همواره بازار مناظرات و مباحثات علمى ، گرم بود . كتابخانهها سرشار از كتاب بود و حلقههاى درس ، رونق فراوان داشت . پادشاهان آل بويه خود از علم و ادب بهره مند بودند و چه بسا ، در اين مناظرات و مباحثات شركت مىجستند ، بخصوص آن دسته از عالمان را كه گرايش به تشيع داشتند ، مىنواختند و به خود نزديك مىكردند و مصاحبتشان را مغتنم مىشمردند . يكى از اين علما و ادبا ابو احمد حسين بن موسى بن محمد بن ابراهيم بن موسى بن جعفر ( ع ) بود . ابو احمد در نزد پادشاهان آل بويه ، معزّز و محترم بود ، كه بهاء الدوله او را « الطاهر الاوحد » لقب داد . خلفاى بنى عباس ، هم به ديدهء احترام در او مىنگريستند . اگر چه ، به سبب سوء ظنى ، چندى هم مغضوب عضد الدوله واقع شد و در يكى از قلعههاى فارس او و برادرش را به زندان كرد . ابو احمد نقابت